تبليغاتX
۞۞۞ عاشقانه ۞۞۞

۞۞۞ عاشقانه ۞۞۞

۞۞۞ خداحافظ برای همیشه ۞۞۞


ارسال شده در پنجشنبه 21 تیر1386 و ساعت 11:21 قبل از ظهر

آخرين ستاره ي آسمان راشمردم
اما
شمردن زيبايي تو را نمي توانم
من تاخانه ي غروب خورشيد پيش رفتم
اما هيچگاه خانه ي تورانديدم
ديشب خوابت راديدم
نه زيباييت
نه خانه ات
فقط حسرتي كه چراخواب زندگيه هميشه گيم نبود
چراخوش ترين لحظات زندگي دريك خواب كوتاه خلاصه شده
مي خواهم براي هميشه بخوابم
هيچ چيزمهم نيست
فقط تو

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه 21 تیر1386 و ساعت 11:20 قبل از ظهر

 
همه چیز از من شروع می شود
 
             از حسی بیهوده
                      از لبخندی وسوسه انگیز
             و از امیدی پوچ ...
                            همیشه از من شروع می شود
                             از غبار روبی صندوقی کهنه
                           از روشن کردن شمعی نیمه سوخته
                                  و از حبابی بر آب نشسته ...
 
 
 
  
                         همه چیز با تو تمام می شود
                         با خیالی پیش تو مانده
         با غروری در هم شکسته
                          و با دربی همیشه بسته ...
همیشه با تو تمام می شود
  با زورقی بر گل نشسته
           با دلی از غم شکسته
        و با کلامی در سینه دفن شده ...
                              همه چیز با تو تمام می شود
                               همیشه بی تو تمام می شود

 


نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه 21 تیر1386 و ساعت 11:19 قبل از ظهر

وفتی خاطره های تو نشسته تو خیالم!  

بی تو من اسیر دست آرزو های محالم!

 یاد من نبودی اما.من به یاد تو شکستم!

 غیر تو که دوری از من.دل به هیچ کسی نبستم!

 هم ترانه یاد من باش!

 بی بهانه یاد من باش!

 وقت بیداری مهتاب. عاشقانه یاد من باش!

 اگه باشی با نگاهت.میشه از حادثه رد شد!

 میشه تو آتیش عشقت.گر گرفتن بلد شد!

 اگه دوری.اگه نیستی.نفس فریاد من باش!

 تا ابد تا ته دنیا.تا همیشه یاد من باش...
 
زندگی سه چیز است : اشکی که خشک می شود لبخندی که محو می شود یادی که می ماند و
 
فراموش نمی شود

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 6:11 بعد از ظهر

تست شخصیت شناسی
 
جواب سوال هاي زير را دريک کاغذ يادداشت کنيد  و سپس با جوابهای داده شده مقایسه کنید ، راستی تقلب نکنید آ

حیوانی که در زیر نوشته شده را به ترتیبی که دوست دارید انتخاب کنید و بنویسید

پلنگ - اسب - گاو - خوک - گوسفند


کلمات نوشته شده در زیر را با یک لغت توصیف کنید

سگ
گربه
موش
دريا


در مقابل هرکدام از رنگهای زیر اسم یکی از دوستانتان را که فکر میکنید شخصیتش به رنگ می خورد را بنویسید

نارنجی
قرمز
سبز
زرد
سفيد

 
جوابها :


سوال اول -حيواناتی که گفته شد هر کدام نشاندهنده يکی از مشغوليات يادارائی های شما در زندگی است واينکه کدام را بر ديگری اولويت داده ايد نشان ميدهد که شما به کداميک اهميت بيشتری می دهيد

گاو نشاندهنده ی شغل و کار
پلنگ نشاندهنده ی غرور
گوسفند نشاندهنده ی عشق و احساسات
خوک نشاندهنده ی پول
اسب نشاندهنده ی خانواده

سوال دوم - توضيحاتی که در مورد کلمات داديد در حقيقت برای افرادی که در پاييين نوشته ميباشد:

سگ = شخصيت شما
گربه = آنکه در زندگی شريک شماست
موش = دشمن
دريا = زندگيتان



سوال سوم -در زير نام هر کدام از دوستانتان را که به رنگها نسبت داده بوديد در زير بجای رنگ انتخاب شده بگذاريد وببينيد

زرد = کسی که شما هيچ وقت فراموشش نخواهيد کرد
نارنجی = کسی که شما فکر ميکنيد يک دوست واقعی هست
قرمز = کسی که شما واقعا دوستش داريد
سفيد =کسی که شما با او يک روح هستيد ولی در 2 بدن
سبز = کسی که شما در ادامه ی زندگيتان او را فراموش خواهيد کرد
 
 
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 6:9 بعد از ظهر

10 راه گند زدن به اولین قرار
 
1- شبيه عكستون نباشيد:

عكستون مال اون دوراني باشه كه لاغر بوديد يا موي بيشتري داشتيد. حتي ميشه عكس يكي ديگه رو استفاده كنيد: دخترتون! (ملت هم حتماً پيش خودشون ميگن دوقلو هستند! نه؟! ) يا عكس يه مانكن كه از يه سايت كش رفتين (قبلاً گفته بودين كه هميشه دوست داشتين يه مدل باشين!) يا عكس يه بابايي كه تقريباً داداش دوقلوتونه (كه البته از اون نوع دوقلوهاي غير همسان ديگه!)

۲- مرتب نباشيد :

درست همون لباسي رو بپوشيد كه جعه شبها در خانه تنتون مي كنيد چون مي خواهيد همون جوري كه هستيد به نظر بياين! همينه كه هست! شايد هم اين از لطف شما باشه كه طرف از همين حالا بفهمه كه اگر باهاتون ازدواج كرد جمعه شبا چه ريختي هستيد.

۳- دير كنيد:

هيچ چيز ديگه اي به غير از دير كردن بي خيالي شما رو نشون نميده! امكان داره كه زود رسيدنتون اين مزيت رو داشته باشه كه قبل از اينكه طرف ببيندتون شما ببينيدش، در صورتيكه دير كردن نشون ميده كه مهمتر از اوني هستيد كه مودب باشيد.

۴- كيف پولتونو جا بگذاريد:

با گفتن “كيفمو جا گذاشته ام” بلافاصله تبديل به يك آدم گدا گشنه مي شويد. مرد و زن هم ندارد! آقايون توجه كنند كه اگر قرارتون كافي شاپه، خيلي افته كه براي اينكه آدم خوبي به نظر بياين هر دو فنجان را حساب كنيد. خانومها هم توجه كنند كه آقايون حواسشون هست كه شما مي خواهيد ميز را حساب كنيد حتي زماني كه ظاهراً مي خواهند هر دو فنجان رو حساب كنند.

۵- با موبايلتون صحبت كنيد:

موبايلو روشن كنيد و بذارين رو ميز، بين خودتون و طرف. همه تماسها رو جواب بدين و هر چقدر كه دلتون خواست صحبت كنيد و طرف هم انگار نه انگار كه وجود داره! دليل اصلي جنگ و دعواها موبايله و سر قرار، به جز موارد اضطراري، كاملاً اضافي است.

۶- خالي ببنديد:

مامان بزرگا معمولاً نصيحت مي كنن: “چاخان نكن!”. چقدر هم راست مي گن. مخصوصاً سر قرار.
با اين وجود اگه نميتونين طاقت بيارين، از ماشين گرونقيمت يا ساعت رولكستون صحبت كنين. آنقدر آدم مهمي هستيد كه سرِ كار، ملت به دست و پاتون ميوفتن! به واكنش طرفتون دقت كنيد…البته اگر تا حالا نرفته باشه!

۷- غر بزنيد. نق بزنيد. ناله كنيد :

از اينكه هيچ كس به حرفتون گوش نمي ده صحبت كنيد و بگيد كه دنبال يك گوش شنوا هستيد. از بيماريها و مخصوصاً غذاهاي عجيب و غريبي كه مي خوريد صحبت كتيد. اونموقع متوجه مي شيد كه طرفتون چقدر دمغ شده. حالا در همين مورد ناله سر بديد و اين قرار رو هم به ليست قرارهاي نافرجام اضافه كنيد.

۸- گستاخ باشيد:

هم نسبت به طرفتون و هم دوروبريها! با پيشخدمت بد صحبت كنيد و انعام ندهيد. به خاطر سرويس دهي ضعيف به مديريت شكايت كنيد. از طرفتون بپرسيد كه آخرين بيماري مقاربتيش چي بوده و عقيم شده يا نه؟! اگر جداً ميخواهيد تعارف رو بگذاريد كنار تا نبوغتون فوران كنه، بهتره آروغ بزنيد، گاز صادر كنيد، با زخماتون ور بريد، انگشت تو دماغتون بكنبد يا تو مشتتون فين كنيد.

۹- سكسي باشيد:

به طرف بگوئيد كه با ديدنش حالي به حالي ميشويد و دوست داريد .... ببينيدش. خيلي زود و سريع پيشروي كنيد و با وجود واكنشهاي او مشغول لمس كردن و بغل كردن و  اینا ... شويد.

 لباسهاي خيلي تنگ و كوتاه و كلاً ناجور بپوشيد. سگسي صحبت كنيد! بلند بلند!

۱۰- جوكهاي ناجور بگوئيد:
آدم با نمكي هستيد و شنيدين كه مردم از جوكهاي ناجور خوششون مياد، پس بسم ا… . حتماً طرفتون هم از اين جور جوكها خوشش مياد. بالاخره شريك زندگيتون بايد جنبه جوك داشته باشه! نه؟!

 


نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 6:8 بعد از ظهر

با مرغ پنهان

 
حرف ها دارم
با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم
و زمان را با صدایت می گشایی!
 
 
چه ترا دردی است
کز نهان خلوت خود می زنی آوا
و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟
 
در کجا هستی نهان
 ای مرغ!
 
زیر تور سبزه های تر
یا درون شاخه های شوق؟
می پری از روی سبز یک مرداب
یا که می شویی کنار چشمه ادراک بال و پر؟
 
هر کجا هستی ،
 بگو با من
روی جاده نقش پایی نیست از دشمن
 
آفتابی شو!
 
رعد دیگر پا نمی کوبد به بام ابر
مار برق از لانه اش بیرون نمی آید
و نمی غلتد دگر زنجیر طوفان بر تن صحرا
 
                «سهراب سپهری»

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 6:7 بعد از ظهر

به هميشه سنگ صبورم
 
 درك تنهايي و دلتنگي ام
يك دنيا صبر مي خواست و مهر
و تو چه با سخاوت هر دو را در برداشتي

اي معني سبز تمام كلام ناگفته ام
تو را تا هنگام كه نفسي در كنج سينه باشد
با همه وجود و با دستان خاليم
به خاطر خواهم داشت ...
 
آسمان هم مهرباني نگاهت را وام گرفته
در ترنم باران و نم اشكت چه پاكي نهاده
اما ديدگان اين هميشه غصه دار باران چشمان تو را هرگز تاب ندارد
پس با دستانت مهرباني زدودن اشكها را برايم به ضيافت بخوان
تا بگويم با اين لبهاي ترك خورده از عطش عشق
تو را تا آن هنگام كه جاني در بدن باشد
به خاطر خواهم داشت...
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 6:5 بعد از ظهر

پیغام ماهی  ها
 
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید ، عکس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود
  ماهیان می گفتند:
       « هیچ تقصیر درختان نیست؛
                                               ظهر دم کرده تابستان بود،
 
                   پسر روشن آب ، لب پاشویه نشست
 وعقاب خورشید
                                                     آمد او را به هوا برد
                                                                               که
                                                                                    برد......
 به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
 
 برق از پولک ما رفت
                            که
                                رفت......
 ولی آن نور درشت ،
 عکس آن میخک قرمز در آب
 که اگر باد می آمد دل او، پشت چین های تغافل می زد
 چشم ما بود
              روزنی بود به اقرار بهشت
 
 
 
 تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ، همت کن
 و بگو ماهی ها ، حوضشان بی آب است »
 
 
               باد می رفت به سر وقت چنار
               من به سر وقت خدا می رفتم.
 
                                                              سهراب سپهری

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 6:3 بعد از ظهر

تقديم به كساني كه قلب كوچكشان هميشه دريايي ست
 
 
 
 
من مهربان ندارم نامهربان من كو؟
 
نه دربندم نه آزادم
نه آن ليلا ترين مجنون
نه شيرينم نه فرهادم
نه از آتش نه از سنگم
نه از رومم نه از زنگم
فقط مثل تو غمگينم
فقط مثل تو دلتنگم
چه غمگينم چه تنهايم
نه پنهانم نه پيدايم
نه آرامي به شب دارم
نه اميدي به فردايم
چه اميدي . چه فردايي
چه پنهاني . چه پيدايي
اگر خوشحال اگر غمگين
چه فرقي داره تنهايي ؟؟

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 6:2 بعد از ظهر

سپاس خدای را
 
 
چه دلپذیراست
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس ...

فدریکو گارسیا لورکا - Federico García Lorca

 


نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:40 بعد از ظهر

 

دخـتـران خواب در دشت رمـه
دخـتـران آبــهـــای زمـزمـه
 
دخـتـران دره هـا و زوزه هــا
دخـتـران چشمه ها و کوزه هـا
 
دخـتـران قیمـــت مقطــوع تـن
دخـتـران برده شهــر بـدن
 
دخـتـران وحشــــی افسانه هـا
دخـتـران اهلــــی بتـخــانه هـا
 
دخـتـران ماهـی تنـگ شـراب
دخـتـران برکهای سبز خواب
 
دخـتـران نوجـوان سـاقـدوش
دخـتـران پیر جنسـیت فـروش
 
دخـتـران مـوج دریـای پــری
دخـتـران سـاحــل نـابـاوری
 
دخـتـران غـرق در رود نگـاه
دخـتـران خودکشی با قرص ماه
 
دخـتـران خـانـه های منکـرات
دخـتـران کوچه های خاطرات
 
دخـتـران آفـتـاب و انتـظــار
دخـتـران خـستـه ی وقـت قـرار
 
دخـتـران آگــهی های سـواد
دخـتـران روی چـای شهــرزاد
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:39 بعد از ظهر

ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميدان
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:38 بعد از ظهر

اس ام اس هاي

 نيمه شب و سرکاري

 
چند تا اس ام اس جديد اومده زنگ بزن برات بخونم ، هزينه ام زياد نشه

------------ --------- ---------

يه سوال برام پيش اومده، شبا كه ميگن: "بگير بخواب" چي رو بايد بگيريم؟؟؟
بيخيال حالا، بگير بخواب!!


************ **
اين اس ام اس فقط براي دويدن شما به سوي موبايل بوده و هيچ خاصيت ديگه نداره .


************ **
سلام اين اس ام اس صرفآ جهت يادآوري به شما براي مسواک زدن است
و ارزش قانوني ديگه اي ندارد . شب بخير .


************ **
همه جا امن و امانه! تو راحت بگير بخواب!


************ **
پا شو سرت از رو متکا افتاده پايين!


************ **
مشترك گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار كردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد!


************ **
ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار كنيم . خيلي حال ميده.


************ **
هر وقت به هوش اومدي به من زنگ بزن!


************ **
ببين عزيز دلم پاشو............ ..اگه پا نشي قهر ميکنما............ .....خب دلم برات تنگ شده.........جون من پاشو............ .پاشدي........ ......افرين عزيزم............ ...حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ


************ **
سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول كرده بود، مي خواستم بپرسم... مي خواستم... اصلا ولش كن. بزار براي بعد، خب؟



سلام .... تو رو خدا ببخش .... نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش.... سعي كن دركم كني .... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده!!!


************ **
خيلي ببخشيد..مثل اينکه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردي آفتابه رو کجا گذاشتي


************ **
سلام.اصلا نمي خواستم بيدارت کنم ولي مجبورم.من ميخوام برم wc ولي تاريکه مي ترسم تو رو خدا تو هم بيا


************ **
مي خواستم ببينم شبا که مي خواي بخوابي گوشيتو خاموش مي کني که سره کارت نزارن...


************ **
خوش حالم که خوابي عزيزم
چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد


************ **
به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به
زيبايي آسمان شب قسم مي خورم كه سر كاري


************ **
ببين الان ساعت 12شبه. 1 ساعته ديگه قراره که منگولا برن پيش خدا و شفا بگيرن .حواست باشه يادت نره ها ، خواب نموني يه وقت!!!


************ **
هه هه هه گول خوردي من اس ام اس نبيدم وجدان مبايلت بيدم فقط وخاستم منو از جيبت در وياري تا كمي هوا وخورم جيگر.


************ **
اين اس ام اس رو فرستادم فقط براي اينکه مشغول باشي و دست تو دماغت نکني !!!


************ **
خواص گوسفند :
بو ميدهد
سبزي ميخورد
گاهي مي خوابد
پرواز نميکند
عقل دارد اما اس ام اس هاي سر کاري را تا آخر مي خوان

 


نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:37 بعد از ظهر

ستارهء من
 
 
دیشب برای اخرین بار
دیشب برای اخرین دیدار
چشمانم را روبه تو باز کردم
و به چشمان تو خیره شدم
و از ته دل برایت حرف زدم
و تو با ارامش کامل به تمام
حرفهایم گوش دادی
کاش میشد دستانت را
در دستانم میگرفتم
کاش میشد تو را از ان باغچه میچیدم
و تو را در باغچهء دلم میکاشتم
تا همهء اون باغ تاریک با نور تو روشن میشد
کاش میشد که مال من باشی
و تمام تاریکی های دلم را روشن میکردی
...کاش.
میدانم میدانم
زمان رفتن است
منتظرت میمانم
ای ستارهء تنهایی من
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:36 بعد از ظهر

روش تشخیص عشق حقیقی
اغلب افراد مجرد ميل دارنـد بـدانـنـد كـه
چـگونـه و كجا بايد
عشق حقيقي را بيابند. در ايـن مـقـاله به 8
نكته كاربردي
و بسيار سودمند براي دستيابي به يـك عـشـق
حــقيقي
اشاره گرديده است:

1- باور داشته باشيد كه شما هم مي تـوانـيد به
يك
رابطه دراز مدت، رمانتيك و شگفت انگيز دست
يابيد
اغلب افـراد مـجرد در آرزوي داشـتـن يــك
رابطه فوق العاده
مي بـاشد. امـا تـعـداد معدودي از آنان محقق
شدن چنين
رابـطـه اي را بـاور دارنـــد. براي مجردها
حتي ملاقات با يك
فـــرد جذاب، سـازگار و دلخـواه يـك امـر
نـاممـكن قـلـمــداد
ميــگردد. اين بسيار حائز اهميت است كه شما به
اين امر
ايـمان داشـتـه بـاشـيـد كـه: آشــنايي با يك
فرد مناسب و
تشـكيل يك رابطه دراز مدت و حتي مادام العمر
براي شما
نيز امكان پذير است. به خاطر داشته باشيد كه
باور و ايمان نيمي از پيروزي
در هر كاري ميباشد.

2-فرد مناسب حال خود را تعريف كنيد
بهترين شيوه براي انجام اين كار آن است كه
بهترين دوستان خود را در نظر
گرفته و ويژگيها و صفاتي كه از نظر شما بسيار
قابل ستايش ميباشند را در
آنها شناسايي كنيد. شريك زندگي آينده شما
ميبايد از همان ويژگيها و صفات
اخلاقي برخوردار باشد. اگر از نظر شما
ويژگيهايي نظير بالندگي معنوي، حس
شوخ طبعي، مهرباني و يا تحصيلات عاليه تحسين
برانگيز ميباشند، شريك آينده
شما نيز بايد از آن خصوصيات برخوردار باشد. و
چنانچه شما اعتقادي به وجود
چنين فردي نداريد بهتر است به مرحله نخست
بازگرديد.

3- بياموزيد چگونه افراد ناشايست و نامناسب
حال خود را شناسايي كنيد
اين نبايد كار دشواري براي شما باشد. فردي كه
صفات و ويژگيهاي دلخواه و
ارزشمند شما را بروز نميدهد به عنوان يك شريك
تازه نامناسب ميباشد.
همچنين فردي كه تنها در حضور شما رفتارهاي
خوشايند و خوب از خود به نمايش
ميگذارد و نه شخص ديگري، باز براي شما نامناسب
ميباشد. علاوه بر آن
افرادي كه در پيشبرد رابطه شتابزده عمل
ميكنند نيز شايسته برقراري رابطه
نيستند. اينگونه افراد معمولا سبب دلشكستگي
شما ميگردند.

4- با افراد نامناسب حال خود رابطه برقرار
نكنيد
چنانچه با فردي كه فاقد خصوصيات دلخواه شما
ميباشد وارد رابطه گرديد،
تنها ناكامي و اندوه را متوجه خود ساخته ايد.
زيرا چندي از رابطه شما
نخواهد گذشت كه شروع به تغيير وي مطابق همان
ويژگيهاي دلخواه خود خواهيد
كرد. اما شريك شما بطور طبيعي در مقابل اين
تغيير از خود مقاومت نشان
خواهد داد. عدم توانايي وي در برقراري ارتباط
و يا گوش دادن به صحبتهاي
شما و يا برآورده سازي نيازهايتان موجب
ميگردد كه آنها را به اشتباه
نشانه عدم علاقمندي به خودتان تلقي كنيد. اما
تنها واقعيت آن است كه شما
فردي را برگزيده ايد كه متناسب و برازنده تان
نيست.


5- خود را در محيطهايي قرار دهيد كه فرد مورد
نظر شما در آنجا به فعاليت ميپردازد
به فرض اگر در آرزوي برقراري رابطه با يك
ورزشكار ميباشيد، قطعا وي را در
سينما نميتوانيد بيابيد و يا چنانچه در
جستجوي يك موسيقي دان هستيد بايد
وي را در محافل موسيقي بيابيد. بنابراين براي
يافتن عشق دلخواه خود
ميبايد از خانه خارج گرديد.

6- بر ترس خود از آنكه طرد گرديد و يا مجددا
تنها بمانيد غلبه كنيد.
تمام روابط در مقطعي از زمان پايان خواهند
يافت. برخي با جداييها، برخي
با طلاق و برخي نيز با مرگ. هيچ ضمانتي در
زندگي وجود ندارد و عشق نيز از
اين مسئله مستثنا نميباشد. هر زمان كه شما
عاشق فردي ميگرديد ناخواسته
خود را در معرض طرد شدگي و ناكامي قرار ميدهيد.
آخرين باري كه در عشق
شكست خورده ايد را بخاطر مي آوريد؟ همانگونه
كه مشاهده ميكنيد شما دست
نخورده باقي مانده و جان سالم بدر برده ايد. پس
آنقدر ها هم طرد شدن
وحشتناك نيست.

7- از وابستگي خودداري كرده و سعي كنيد آزاد
زندگي كنيد.
به زندگي عادي خود مشغول باشيد و تنها اندكي
در پي مجذوب ساختن فرد
دلخواه خود. افراد مجردي كه تمام توجه و انرژي
خود را معطوف مجذوب ساختن
شريك زندگي دلخواه خود ميگردانند، خود را از
داشتن يك شريك مناسب و خوب
محروم ميسازند ( با بي اعتنايي به موردهاي
مناسب بالقوه). و همچنين افراد
مجردي كه از نداشتن يك رابطه و شريك خوب
پيوسته محزون و دلسرد ميباشند،
در عوض آنكه وقت خود را هدر خيالپردازيهاي
آرزوهاي خود كنند، بهتر است
ابتكار عمل را بدست گرفته و براي خودشان زندگي
و موقعيتهاي شگفت انگيزي
خلق كنند.

8- ريسك كنيد اما زيركانه و آگاهانه
از منزل خارج گرديد، با افراد جديد ملاقات
كرده و باب صحبت را بگشاييد و
قرار ملاقات بگذاريد. شانس و اقبال خود را با
اين اعمال افزايش دهيد.
ممكن است طرد شويد اما مطمئن باشيد ارزش آن را
خواهد داشت. يافتن يك عشق
حقيقي امري دشوار و زمانبر است هيچگاه تا زمان
دستيابي به آرزوهايتان از
پاي ننشينيد

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:36 بعد از ظهر

تقديم به كساني كه قلب كوچكشان هميشه دريايي ست
 
 
 
 
ببخش اگر تو قصه مون دورنگ و نامرد نبودم ببخش كه عاشقت بودم
خسته و دلسرد نبودم ببخش كه مثل تو نشد خيانتو ياد بگيرم اگر كه گفتم
به چشات بزار براتون بميرم
ببخش اگر تو گريه هام دورنگي ريا نبود
اگر كه دستام مثل تو با كسي آشنا نبود
ببخش اگر تو عشقمون كم نمي ذاشتم چيزي رو ببخش كه يادم نمي ره
اون روزهاي پاييزي رو
لياقت دستاي تو بيشتر از اين نبود عزيز
 
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:35 بعد از ظهر

خداوند  و   خلقت  زن  

 
بنام آنکه دل را با صفا کرد*در آن دل آتش عشقی بپا کرد
 
 
<<<<پيامی از خدا>>>
آنگاه که من آسمان و زمين را آفريدم به آنها گفتم وجود داشته باشند ووقتی مرد
را آفريدم به او شکل دادم و زندگی را در او دميدم اما من تو را زن به وجود آوردم
 
 من نفس زندگی را به تو که حساس و لطيفی دميدم  من مرد را در خواب  عميقی
فرو بردم و توانستم تو(زن) را با صبر و حوصله و دقت به وجود آورم
 
مرد در خواب بود به همين دليل نتوانست در خلقت من دخالت کند من تو را از يک استخوان به وجود آوردم من دنده های قوی و حساسی را انتخاب کردم که از قلب وريه اش محافظت می کندواو را برای انجام آن چه ميخواهد حمايت ميکند .
من تو را به طور کامل خلق کردم چشمانت را ...آنها را تغييری نده ....لبهای تو،چقدر دوست داشتنی است هنگاميکه در نيايش از هم جدا میشوند.
دستانت ....بسيار آرام بخش برای لمس کردن
آری من دستانت را لمس کردم و قلبت را محافظت کردم .از همه آنهايی که زندگی ميکنند و نفس ميکشند تو (انسان)بيشتر شبيه منی اين تنها دليلی است که من تو را اشرف مخلوقات ساخته ام .
تو ميبنی ،تو زن...در من زندگی ميکنی.
آدم در خنکای روز با من راه ميرفت وهنوز تنها بود او نميتوانست مرا ببيند يا لمس کند تنها حس ميکرد به اين دليل هر آن چيزی که ميخواستم آدم با من احساس وتجربه کند در تو بوجود آوردم.
تقدس من ،شگفتی ام ،خلوصم ، عشقم،حمايت و حفاظتم را....
تو خاصی چون پرتو منی....
مرد تصوير مرا نشان ميدهد و زن احساس مرا.(اين جمله به نظر من قشنگترين جمله ايه که از مرد و زن ميشه بيان کرد)
 شما با هم تماميت خداوند را نشان ميدهيد 
بنابراين مرد با زن به خوبی رفتار ميکند دوستش دارد و به او احترام میگذارد چرا که زن  لطيف و حساس است.
در صدمه به زن تو به من آسيب ميرسانی و آن چه به او انجام ميدهی در حق من انجام داده ای با تحقير و شکستن او تنها به قلب خود آسيب ميرسانی.
زن مرد را مانند قفسه سينه (دنده ها) محافظت ميکند و قدرت احساسی را که من به او داده ام با فروتنی و تواضع نشان ميدهد ...
در سکوت و آرامش شگفتی ات را نشان بده .در عشق به او نشان بده که تو مانند قفسه سينه درون خود او را حفاظت ميکنی .....
 
 
کليد دل  در دست خداست

 


نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:34 بعد از ظهر

¤¤¤¤
Upgrade your email with 1000's of
 emoticon iconsافسوس
   !
افسوس که نه من گفتم و نه تو پرسيدي

افسوس که نه من دانستم و نه تو خواستي که بدانم
اي کاش براي يک نفس
تنها براي يک نفس
به حرف دلم گوش مي کردي
شايد
شايد حرف دلم تو را خوشايند مي آمد
....
¤¤¤¤
اي کاش

مي دانستي

که من
اين بي کس
اين تنها
چگونه به تو دل بسته بودم
چگونه به اميد ديدنت نشسته بودم
و چگونه مهرت را در دل جاي داده بودم
ای کاش
....
¤¤¤¤
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:32 بعد از ظهر

تقديم به كساني كه قلب كوچكشان هميشه درياي ست
 
 
 
 
 
واژه ها پر معنا
جمله ها بي معنا
اين چه احساس غريبي ست
اين چگونه عادتيست
واژه ها در جمله ها چگونه ساده مي شوند
چرا در بيهودگي ها اينچنين گم مي شوند
وقتي از پيچ و خم ناگفتني ها مي گذرند
ساده و با رزش اند
مثل يك گوهر كم ياب
توي مشت گرم خواب
نه كنار در باز پنجره
نه رو طاقچه اتاق
پا به پاي نور فانوسهاي شب
در مسير حرف عشق و زندگي
واژه ها با ارزش اند
گرچه ارزشها دگر خالي زمفهوم شده اند
تو اين دوران غريب
ولي در عالم احساس بزرگ شاعري
توي لحظه هاي باراني
در كنار واژه ها
حفظ ارزشها هميشه ارزش است
بي حضور واژه ها
ارزشي هرگز ندارد لحظه ها
لحظه لحظه غرق واژه زندگي بايد نمود اين زندگي را
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در دوشنبه 18 تیر1386 و ساعت 5:30 بعد از ظهر

بگو به من روزهای روشن رفت کجا
چرا صداقت شود جدا


از روزی که رفت از یاد
قاصدک امید رفت بر باد
همه دیگه محروم از دل شاد


گلها شود همش از جنس سنگ
صدای بی کسی توی دل پیچید مثل زنگ
گفتن عشق شوده سیاه رنگ
پس به همه عاشقا زدیم چنگ
گفتن ایمان هستش ننگ
همه قدم زدیم توی شهر فرنگ
سوخت همه نهالهای سبز و قشنگ
با نفس وجود کردیم جنگ


دیگه نشنیدیم ندای سرنوشت
جهنم ساختیم از یک بهشت
ننگ و خواری ساختیم از سرشت
گل نو شکفته شود ای سرشت

همه سیراب از دریاهای شور
چشمای تاریک بدون نور
مردها نامرد بدون غرور
به امید یاری رسون کنه ظهور
با دستهای خودمون فردا رو کردیم توی گور

          

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:19 بعد از ظهر

 
زندگي بدون عشق را به چه چيزي مي توان تشبيه كرد
 
 
زندگي بدون عشق
 مانند درخت بدون شكوفه و ميوه مي ماند .
 زندگي بدون عشق زندگي نيست ....
 زندگي چيست ؟
عشق ورزيدن!و........؟
زندگي ماجرايي است پر هيجان ما در زندگي خود نشانه ها يي مي بينيم
حاكي از حضور خداوند در درون و بيرون ما .
 اگر چشم دل را باز كنيم مي توانيم اين نشانه ها را ببينيم و بخوانيم .
دنياي ما سرشار از معناست .
هر آنچه كه در درون و بيرون ما اتفاق مي افتد نامه اي است از عالم بالا كه بايد آن را باز كنيم و بخوانيم .ا
ين نامه ها را خداوند براي همه ما مي فرستد او از زبان همه چيز و همه كس و همه حادثه ها با ما سخن مي گويد. 
عشق چيست ؟ عشق رايحه شناخت خويشتن خويش است .
وقتي لبريز مي شوي از حقيقت خود- كه همان خداست – آن گاه سهيم مي شوي خود را با ديگران
وقتي مي فهمي كه از هستي جدا نيستي .آ
نگاه عاشق مي شوي .
عشق ميوه تجربه وحدت عارفانه خود با همه چيز و همه كس است .
عشق رابطه نيست بلكه برترين مرتبه وجود است .
 بعضي ها به غلط گمان مي كنند كه نقطه مقابل عشق نفرت است .
نقطه مقابل عشق نفرت نيست بلكه ترس است .
نفرت عشق وارونه است .
 وقتي خود را نمي شناسي
 از همه مي ترسي در عشق تمام پنجره هاي وجودت را به روي بي كران باز مي كني .
اما وقتي مي ترسي همه ي پنجره هاي وجودت را مي بندي
 وبه آن ها قفل آهني بي اعتمادي مي زني .
وقتي مي ترسي تنها مي شوي وقتي عشق مي ورزي محو مي شوي ديگر نيستي تا احساس تنهايي كني
عشق مرزهاي تو را مي ريزد وتو را با آدم ها پرنده ها آب ها گياه و خورشيد و ماه و ستاره يگانه مي كند .
 عشق افتادن قطره به درياست قطره تويي و دريا خداست .
ما چنان آفريده شده ايم كه فقط مي توانيم به عشق زنده باشيم .
بدون عشق مردگي مي كنيم .نه زندگي .
اگر نتوانيم عشق بورزيم از زندگي نيز محروم خواهيم شد .
 آنگاه آني نخواهيم بود كه مي توانيم باشيم .
 اگر عشق نورزيم جاري وجودمان به مرداب ملال مي ريزد .
مي گنديم و مي پوسيم و مي ميريم .
از مرگ نمي ترسيد ؟  
 اگر مرگ وجود مي داشت شايد از او مي ترسيدم
بسياري از آدم هايي كه از مرگ مي ترسند خبر ندارند كه هم اكنون مرده اند .
 زيرا عشق نمي ورزند .
 عشق است كه زنده مي كند .
 عشق كيمياست .
ضيافت پر شكوه زندگي هرگز به پايان نمي رسد .اين ضيافت هميشه برپاست .
بازيگران زندگي مي آيند و مي روند اما نمايش زندگي به پايان نمي رسد
عشق تداوم مي يايد خنده تداوم مي يايد زندگي تداوم مي يابد
اگر به كيميايي عشق برسيم و ققنوس وار بر خاكستر مرگ خويش با ل و پر بزنيم بي ترديد حيات جاويدانه پيدا مي كنيم .
 پيش از آن كه مرگ به ما برسد ما بايد به عشق رسيده باشيم
 وقتي مرگ مي آيد بايد ما را عاشق و دست افشان و تراوند خوان مي بينند
 بايد مرگ را شگفت زده كنيم مرگ نبايد ما را بميراند.
 اگر بميريد دلتان بيشتر براي چه كسي تنگ مي شود؟  
 براي زمين .
زمين ما كه در كاينات بزرگ تر از ذره اي غبار نيست .
 خوشبخت ترين سياره عالم است .
بر روي اين ذره ي غبار حيات شكفته است زمين ما زنده است و نفس مي كشد.گ
وش بده پرنده ها مي خوانند نگاه كن درخت ها غرق شكوفه و ميوه اند
 آدم ها را ببين عشق ها را خنده ها را گريه ها را .
 آيا صداي آواز محزون آن عاشق تنها را نمي شنوي ؟ دختركي در باد مي رقصد
آيا او را نمي بيني ؟
 خوشا به حال زمين كه زنده است !
 خوشا به حال همه ي درخت ها !!
خوشا به حال باران !!
 خوشا به حال خورشيد وماه و ستاره ها !!!
 خوشا به حال شب !!
 خوشا به حال روز !!
خوشا به حال عشق !!
 خوشا به حال ما !!

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:17 بعد از ظهر

عاشقی جرم قشنگی ست
 
اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم



به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور
به همان سبز صميمي ، به همبن باغ بلور


به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري
که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري


به همان زل زدن از فاصله دور به هم
يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم


به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو
به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو


به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت
به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت


شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است


در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است


یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش


آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
بر سر روح من افتاده و آوار شده


در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است


یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش


رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است


آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟
 
 
اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟


حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش


آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود


اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است


آن الفبای دبستانی دلخواه تویی
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی
 

 


نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:13 بعد از ظهر

تقديم به كساني كه قلب كوچكشان هميشه درياي ست
 
 
 
 
 
 
تابستان داغ تن تو در تصوير
نگاه خيره و حسرت آلود من بر آن
دو چشم شهوتناك تو در عكس دم به دم
مي برد از جسم هرچه مانده است جان
.....
لغزش دستان لرزانم بر تنت در خيال... از دور
آخ .... بيچاره دلم ! اين كوچك خسته اين تنهاي صبور
..........
لعنت به اين زمستان سرد و قطب بي جهت فاصله
نفرين به درد و دوري بي تو بودن و همين حرف و گله
....
...
..
.
 
روشن ترين ستاره ام ميخواهمت ميخواهمت
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:12 بعد از ظهر

چنان چه انواع ميوه ها به شما تعارف شود كدام ميوه را انتخاب مي كنيد؟

پرتقال ؟ سیب ؟ آناناس ؟ موز ؟ نارگيل ؟ انبه ؟ گیلاس ؟ انگور سیاه ؟ هلو ؟ گلابی ؟
آيا مي دانيد كه مي توانيد از روي ميوه انتخاب شده شخصيت آدم ها را بشناسيد و بر اساس ميوه هاي مورد نظر بگوييد كه شرايط روحي رواني اشخاص مختلف چگونه است؟پس ميوه دلخواه  خود را انتخاب كنيد و به راز هاي شخصيتي خود و دوستانتان پي ببريد.
 
پرتقال
اگر پرتقال ميوه محبوب شما است. شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما در عين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد.سخت كوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان به شما اعتماد كرد . شما دوستان خود را به دقت انتخاب مي كنيد و با تمام وجود به آن ه عشق  ميورزيد
سيب
چنانچه سيب ميوه محبوب شماست شما فردي اسراف كار و بسيار رك گو و صريح اللهجه هستيد.اگر چه ممكن است بهترين سازمان دهنده  و مدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيت مي رسانيد.در بيشتر موقيت ها مي توانيد به سرعت و به درستي تصميم بگيريد. شما از سفر هاي كوتاه و غير منتظره لذت مي بريد.زماني كه با شريك زندگي خود به سر ميبريد جذاب و خونگرم به نظر مي آييد و به شدت عاشق"زندگي"به مفهوم واقعي آن هستيد.
آناناس
بسيار سريع تصميم مي گيريد و سزيعتر از آ عمل ميكنيد.در تغيير شغل و خطر كردن در زمينه هاي اجتماعي شجاع و بي باك هستيد.شما داراي يك توانايي استثنايي در مديزيت مي باشيد و نمي گذاريد كار روي دستتان بماند.دست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد.معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه بر قرار نمي كنيد ولي به محض انجام آندوستتان را براي هميشه براي خودتان نگاه مي داريدبندرت به دنبال زندگي رمانتيك ميرويدو شريك شماغالبا به واسطهاين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار مي گيرداما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نا اميد است.
موز
عاشقان موز افرادي دوست داشتني آرام گرم و طبيعتا با احساس هستند.شما غالبا از نداشتن اعتماد به نفس و خجالتي بودن در رنج هستيد. ديگران غالبا از طبع آرام و شيرينتان سؤ استفاده كردهو سعي ميكنندبه اين وسيله براي خود موقعيت هاي جالب را رقم بزنند.عاشق شريك زندگي خود در تمام زمينه ها هستيد واين عشق  به خاطر زيباي جسمي و روحي اوست.به خاطر روشي كه داري روابط شما با او همواره در يك هماهنگي كامل است.
نارگيل
شما دوستاران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر و شعور هستيد.از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهانو دوستان خود حساسيت خاصي داريد.ممكن است كمي خود خواه به نظر بياييد اما لزوما چنين صفتي در شما بر جسته نميشود.. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش به زنگ  هستيد و ديگران مطمئن هستند كه در زمينه شغلي هميشه در بالا ترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام ميدهيد.شما نياز به شريك عاقلي داشته و عقل و احساس را با هم در اين مسئله دخالت مي دهيد.
انبه
اگر انبه را دوست داريد به راحتي ميشود به شما اتكا كرد.شخصي هستيد با ايده هاي روشن و غالبا درست و اثر گذار. از اينكه درگير مسائلي بشويد كه نياز به تلاش ذهني شديد دارد لذت مي بريد و با شريك خود به ملايمت و آرامي رفتار مي كنيد.سعي مي كنيد با زندگي خود بسازيد و چنانچه نياز به قوي بودن را احساسا مي كنيد آن را در جايي ديگر مي جوييد.
گيلاس
چننچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را به شما نشان نمي دهد.فراز و فرود در زندگيتان زياد است.بويژه در موقعيت هاي حرفه اي و كاري. شما هميشه و در هر پروژه ايكمي پول به دست مي آوريد و نه به مقدار زياد.ذهني فعال و خلاق داشته و غالبا به دنبال چيزهاي نو هسيد.شما شريكي صميمي و وفادرا هستيداما اثر گذاشتن بر  احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما به منزله بهشت استو هيچ چيزي را بيشتر از اين دوست نداريدكه در منزل باشيد و دوستان افراد خانواده و آشنايان شما را دوره كنند.
انگور سياه
به طور كلي آدمي مودب و خوشرو هستيد اما گاهي اوقات سريع و به شدت عصباني مي شويد هر چند به همان سرعت عصبانيت شما فرو كش مي كند.از زيبايي ها به هر شكل كه باشند لذت ميبريد.بسيار محبوب و مورد علاقه ديگران هستيد و اين محبوبيت به علت طبيعت گرم شماست.شور و شوق فراواني به زندگي داريد و از هر كاي كه مي كنيد لذت ميبريد اعم از لباس پوشيدن خوردن و خوابيدن. شريك شما بايد در تمام شور و  علاقه شما سهيم باشد تا بتواند از همه آچه كه به او مي دهيد لذت ببرد.
هلو
درست مانند هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گو و صريح اللهجه بوده و روشي دوستانه داريد و اين نكات به جذابيت روحتان مي افزايد.در بخشش و فراموش كردن نظير نداريدو براي دوستيها ارزش زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است. عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد.. با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات  خود را در ملا ء عام بروز دهيد.
گلابي
چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري مي كنيد مي توانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد.شما دوست داريد كه نتيجه تلاش هايتان را به سرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد كمي خجالتي به نظر  ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد.
 
زماني كه به دنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش بيش از ديگر موارد اهميت  ميدهي

 


نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:11 بعد از ظهر

یادت هست؟Upgrade your email with 1000's of emoticon icons   
کودکی مان را
شب ها و روزهایی را که گم شده بودند
دل هایی که پرپر می زد
برای فریاد گنجشکک ها
یادت هست؟
دو بادبادکی که در هم پیچیدند
- و من فکر می کردم که دعوایشان شده
و تو گفتی
:
« آن ها عاشقند. باید با هم باشند»

...
و بعد رقصیدن برگ ها را دیدیم

-
زرد ، قرمز ،نارنجی -
که باهم عشقبازی می کردند
درخت هایی که خوابیدند
گنجشک هایی که پریدند
و سپس...
هیچ کس نبود
زمستان که شد
نه تو بودی نه من
من گمشده شب بودم
تو روز را گم کرده بودی
من پریشان تو بودم
تو دل را بازیچه می خواستی
دلی که یخ می زد
در دست سردت
...

یادت هست؟
برایت آشفتم
غریبانه گفتم
:
« همیشه با من باش!»
چه زود

روزها رفت
حالا...
برایت می نویسم
از آن چه دیدم و ندیدی
از هر چه داشتم و نخواستی
از آن که بودم و تو نبودی
حالا...
که رنگ نگاهت ، از یادم رفت
حالا...
 که پژمردم...
از دست دادم...
از دست رفتم...
حالا...
برایت می گویم از دردی که می آزاردم
می نویسم برایت از دستی که با من بود و دلی که بی من
و نگاهی که غریبه شد با احساسم
حالا فقط یک خاطره دارم
که هر شب تازه می کنمش
:
« کودکی»
...
اگر چه دلم برایت تنگ شد

- و برای معصومیتی که از دست رفت -
اما هنوز جای خالی تو هست

و هنوز هست دلی که بی تابی کند...
برای نگاهت
ماه من!
برایت می نویسم که بدانی
اگرچه دوستت ندارم!!! اما
...
 
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:8 بعد از ظهر

..........وقتی شب آرام آرام به خلوت خاموش من پا می گذارد
...و من در ستاره باران خدا ستاره تو را ندارم
.... لبخند شیرینت  را ندارم ......حضور آرامت مدتهاست در کنارم نیست
وقتی دلتنگ تو ام اما چشمانت نیست تا بیقراریم را در خود گم کند
وقتی ماه رویت در تاریکی این شبها بی فروغ است  
وقتی رقص گیسوانت را در سر انگشتانم ندارم
وقتی نوازش دستان مهربان و گرمت را ندارم
وقتی نگاه معصو مانه ات را برای همیشه به خاطره ها سپرده ام
وقتی تنهای تنهایم و یاد تو تنها مهمان شبهای بی صبح من است  
.....من می مانم و یاد تو  و دلی پر درد
سفره ای از عشق و غزل.... و شمعی که به یاد چشمان روشنت تا صبح می درخشد
در خیالم .... برایت کلبه ای در سبزترین خلوت دنج خدا می سازم ...
و با خواهش نگاهم تو را به این ضیافت عاشقانه می خوانم 
به دستان لطیف و کوچکت هزاران بوسه می زنم
نیاز دلم را با ناز نگاهت پیوند می زنم هزاران گلبرک شقایق را نثار لبخند 
نگاهت می کنم
و با تو تا اوج آبی عشق پر میکشم   
با ز هم هوا پر از شعر و غزل و قاصدک است
تو را می خوانم
:غزل های خاموش دلم را بی دغدغه تا بلندای وجود فریاد میزنم
دوستت دارم..... دوستت دارم....... دوستت دارم
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:7 بعد از ظهر

سلام
 
 
                         
 
دلا ياران سه قسم اند گر بداني زباني اند و ناني انـد و جـاني به نـاني نان بده از در برانـش/ تو نيـکي کن يه ياران زبـاني /وليـکن
يـار جـاني را نگهدار به پـايش جـان بده تا مي تواني
 
روشهاي قطع رابطه  
 
 
       
قطع رابطه كردن براستي يكي از كارهاي بسيار دشوار و   دردناك ميباشد.                                       هر اندازه هم كه به عقيده شما صـحـيح  و روا    باشد باز سخت است. اگر                                     قـصد قـطع رابطه كردن با   كسي را در سر داريد راهكارهاي ارايه گشته ذيل                                       انـجـام    آن را براي شما آسانتر ميگرداند
 
1- صادق باشيد
امكان دارد بخواهيد با نگفتن و كتمان آنـكه با فرد ديگري
ديدار كرده و آشنا شده ايد از رنجش وي جلوگيري بعـمـل
آوريد. اما آگاه باشيد كه هنگامي كه به او هيچ نـگويـيد و
وي بعد ها خودش متوجه موضوع گردد، بـسـيـار بـيـشـتر
موجب رنجش و آزار وي خواهيد شد.
2- شجاع باشيد     Cool                                                                                      
بـي اعـتـنـايي و كم محلي كردن به او به اميد آنكه عاقبت خودش دست از سر شما بـر خواهد برداشت (بدون آنكه احساس دروني خود را بيان كنيد) و از شما جدا خواهد شد را از سرتان بيرون كنيد. خاتمه دادن به يك رابطه مهارتي است كه شمـا نياز به آموختن آن داريد. نفس عميقي كشيده و ادامه مقاله را با دقت مطالعه كنيد
3- دور انديش باشيد                                                                                     
ممكن است وسوسه شويد كه تنها با وي تماس تلفني گرفته و به پـيـغام گـذاشتن و يا فرستادن يك ايميل اكتفا كنيد. اما چه شرم آور خواهد بود هنگامي كه شما مجددا او را ملاقات ميكـنيد؟ كمترين كاري كه ميـتـوانيد انجام دهيد آن است كه براي آخرين بار هم كه شـده بـا صـحـبـت كـردن حـضوري بـه او احترام بگزاريد
4- خود را آماده كنيد                                                                                    
بـا اين كه شما در رابطه با جدايي و قطع رابطه پيش از اين تـامل كرده ايد و فرصت آن را داشته ايد كه آن را بپذيريد، آگاه باشيد كه فرد مقابل شما كوچـكتـرين اطـلاعي از اينكه ارتباط شما با او ميخواهد از ميان برود ندارد. متوجه باشيد كه او ممكـن اسـت ناراحـت، خـشـمـگين و يا شوكه شود. به وي زمان بدهيد تا هر آنچه كه ميخواهد بـگويد را بگويد. چنين نباشد كه موضوع را مطرح نموده و سپس پا به فرار بگذاريد
5- با صراحت و رك باشيد                                                                             
از پيامهاي درهم و بي اساسي همچون آنكه "شايد در آينده دوباره در كنار هم باشيم" تا آنكه او را سر كار بگذاريد و يـا آنـكه هـرگاه او خـود را تـغيـيـر دهد ممكن است شما در تـصـمـيـم خـود تـجـديـد نـظر كـنـيـد، خـود داري كنيد. يا به ارتباط خود با وي ادامه داده و مشكلات را با كمك يكديگر حل كنيد و يا آنكه رابطه خود را با او كاملا قطع نموده و آينده را به خودش واگذار كنيد.
6-حزن و اندوه خود را ابراز كنيد                                                                  
شما وارد رابطه اي شده بوديد و به هر دليل اكنون احـساس مي كنيد بايد به اين رابطه پايان دهيد. مهم است كه غم و اندوه خود را در يك مكان خلوت و خصوصي تخليه و ابراز كنيد. و بـپـذيريـد كه همه چيز پايان يافته. مدت زماني كه نياز داريد بستگي به عواملي همچون: مدت، شدت و انتظارات ارتباط شما خواهد داشت. فردي را بيابيد كه پشتيبان و تكيه گاه شما باشد. قطع رابطه دردناك است حتي اگر بهترين كار ممكن باشد. شايد لازم باشد مدتي را با يك دوست خوب سپري كنيد.
7- هرگاه فردي با شما قطع رابطه كرد, هيچگاه تهديد نكنيد كه در صورتي كه او شما را تـرك كـنـد بـه خودتان صدمه خواهيد زد و يا خودكشي خواهيـد كـرد
 كـسي را براي انتقام گرفتن اجـير نكنيد. عصبانيت خود را نيز سر فرد،حيوان و يا وسـايل ديگر خالي نكنيد. اگر شما حقـيقتا در صدد انتقام جويي مي باشيد بهترين انتقـام كنار آمدن صادقانه با احساسات خودتان ميباشد. با خود مـهربان باشيد. بدانيد پـايــان روابط بـخـشي از زنـدگي شما بـوده و به ايـن مفهوم نيست كه شكست خورده ايد و يا فردي دوست داشتني نمي باشيد. شايد تنها زمان مناسب نبوده و يـا فرد مـقابل شما در آن برهه از زمان آمادگي برقراري يك رابطه مناسب را نـداشته و يا آنكه اصلا شايسته شما نبوده است.
هـيچ مشكلي در شما نيست از خودتان بخوبي مراقبت كنيد و بسوي زندگي بهتر گـام برداريد. به خاطر داشته باشيد كه هر قطع رابطه اي هم ناگوار و دردناك نيست.ارتباطي كه فرد در آن مورد بي احترامي و يا سوء استفاده قرار مي گرد و جـز نـاراحـتي و دردسر چـيـزي عـايـد وي نـمي گـردانـد، بهتر است هر چه زودتر پايان پذيرد. خـورشـيد همچنان مي درخشد، گلها هنوز شكوفه مي كـنـنـد. زنـدگـي بـه پـايـان نـرسيده تنها تغيير يافته است. ممكن است شما هنگامي كه دلگـيـر و نـاراحت مي باشـد از آن غافل باشيد اما زماني كه دوره غم واندوه خود را سپري كرديد دوباره شادمان خواهيد گشت. هـيـچـگاه نمي دانيد كه چه چيز در انتظار شما مي باشد پس هيچگاه نا اميد نـشـويد. شايد فرد بسيار بهتر و فوق العاده اي (بله امكان دارد) در انتظار شما باشد.
 

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:3 بعد از ظهر

گله دارم
ميان قاصدكها مي شود از حرير خانه ساخت
تن پوشي از بهار و ستاره
تو فرياد مي زني كه سكوت دژخيم شب خواهد شكست
و خورشيد آيا هنوز براي طلوع ترديد دارد؟
خستگي بار سفر را از تن به درخواهيم كرد
اگر دست نوازشگر نسيم غبار از تنهايمان بيرون كند
غصه ها را مي شود جارو كرد؟
من از تو مي پرسم در هياهوي اين دشت، سراغ نواي مهرباني را مي گيري كه لطافتنش را رهگذران بي خيال حس نخواهند كرد
دستي سبز مي خواهم
سراغ از كه بگيرم؟
چرا اين جاده خاموش لب وا نميكند تا بدانم كه انتها و پايان كجاست؟
تا كجا بايد رفت؟ تا كجا مي توان رفت؟
از اويي كه رفت
از اويي كه نماند تا ببيند دشنه فراقش تا كجاهاي تار و پود اين قلب دردمند را دريده، گله دارم
از اويي كه ناجوانمردانه سيلي روزگار را بر كبود صورتم ديد و رنگ نباخت
و من چه مظلومانه در خود فرو مي برم اعترافي را كه بايد سالها پيش با فرياد بر سرش مي كوبيدم
ديگر نفسي نمانده كه بشود از اين دل زخمديده و مجروح داد سخن داد
هواي تو ديگر در سرم نيست، نبايد از تو رنجيد
دست سنگين زمانه اينگونه بر زمينم كوفت
مرحمي نيست تا بشود بر اين زخم كبود بگذاري
و اين زخم هم ديگر بهبود يافته
و شايد هم كهنه شده ...

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:3 بعد از ظهر

پیر یا جوان
مانند آن درخت بلوط
در بهار درخشان است و روشن
مانند طلایی که زنده است
در تابستان ثروتمند است و غنی
تابستان و بعد از آن
پاییز که فصل تغییر است و تحول
به رنگ های تیره‌تر
ولی باز طلایی رنگ است
تمامی برگ‌ها
می‌ریزند تا به انتها
اما ببین که او ایستاده است
لخت و عریان است اما قدرتمند و تنومند هنوز

امروز، اولين روز از بقية عمر شماست .عمر شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد
 آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد...وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است كه شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد
 اگر جلوي اشتباهات خود را نگيريد، آنها جلوي شما را خواهند
گرفت

 
از
خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت
خدا گفت آن را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم
با خود فکر کرد و فکر کرد
اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم
خداوند به او داد
اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم
خداوند به او داد
اگر ..... اگر ....... واگر
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود
از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم
خداوند گفت باز هم بخواه
گفت چه بخواهم هر آنچه را که هست دارم
گفت بخواه که دوست بداری
بخواه که دیگران را کمک کنی
بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی
و او دوست داشت و کمک کرد
و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند
و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد
رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست
در نگاه و لبخند دیگران

چند روزی هست حالم دیدنی است حال من از این و آن پرسیدنی است
گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفأل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت:
 ما ز یاران چشم یاری داشتیم ،خود غلط بود آنچه می پنداشتیم"

آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم. ناپلئون بناپارات
طلوع شاديها و غروب غمهايتان را آرزومندم

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه 15 تیر1386 و ساعت 8:2 بعد از ظهر

دسته گل تو              
#  
 
گلنداما ، بسویم دسته ای گل
فرستادی، مرا پروانه کردی
مرا کاشانه چون غمخانه ای بود
تو این غمخانه را گل خانه کردی
زدست قاصدت گل را گرفتم
بهر گلبرگ آن صد بوسه دادم
پس از آن ، با دلی آکنده از عشق
به آرامی به گلدانی نهادم
شبانگه گرد گل پروانه گشتم
بیاد تو به گل بس راز گفتم
حکایت ها که با تو گفته بودم
بجای تو به گلها باز گفتم
میان دسته ای گل « زنبقت» را
                                                زا اشک چشم گریان آب دادم
«بنفشه » را به یاد گیسوانت
                                                بانگشتم گرفتم تاب دادم
گل ناز تو را بوسیدم از شوق
                                                ولی آن گل کجا ناز تو را داشت
نشانی داشت از بوی تو اما
                                                کجا چشم فسونسار ترا داشت
بروی برگ زیبای « گل سرخ »
                                                نهادم با دلی غمگین لبم را
به امیدی که با یاد لب تو
                                                بصبح آرام بشادی یک شبم را
ولی هر چند بوسیدم گلت را
                                                دل تنگم چو غنچه نشکفت
در آنحالت که گرم بوسه بودم
« گل سرخ » تو در گوشم چنین گفتf
گل سرخم مخوان ای عاشق مست
                                                که من پیش لب یار تو خارم
به سرخی گرچه دارم رنگ آن لب
                                                ولی شیرینی و گرمی ندارم

نویسنده : [ سعید ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © saeedeshghi All right reserved
This Template Designed by saeeD akbariaN Copyright © 2005 Pars Theme